غياث الدين منصور دشتكي شيرازي
87
تحفة الفتى في تفسير سورة هل أتى
قوهاى كه درك صورتهاى جزئي را برعهده دارد " حس مشترك " نام دارد كه مجمع همهء صور محسوسات ظاهر است . وقوهاى كه معاني جزئي را درك مىكند . " وهم ، نام دارد . قوهء " خيال " ، خزانهء " حسّ مشترك " است وخزانهء واهمه ، حافظه است . حسّ مشترك يا همان فنطاسيا ، لوح نفس است . صور محسوسات ظاهري ، همه ابتدأ بدان مىرسند وساير حواس بدن نسبت به آن ، به مثابهء جاسوسانى هستند كه اخبار نواحي را به وزير ملك مىرسانند . الاسفار الأربعة ، 8 / 59 - 53 و 205 * * * ( 25 ) ابن سينا معتقد است قواى نفس در تقسيمبندى أولية به دو اعتبار ، قابل تفكيك ونامگذارى مىباشند : 1 - به اعتبار تأثير اختياري آن در بدن ، كه موضوع تصرفات نفس است ، عقل عملي نام دارند 2 - به اعتبار تأثيرپذيرى آنها از مبادى ما فوق ، به حسب استعدادات آنها وبه منظور دستيابى به كمال ، عقل نظري ناميده مىشود . عنوان عقل به طور مطلق به هر دو دسته اطلاق مىشود . ليكن شيخ اين عنوان را در مورد دستهء أول به كار برده است . بنابراين عمل اختياري كه مختص انسان است ، آغاز نمىشود ، مگر پس از ادراك رأى كلى كه از مقدمات كلّى أولية يا مقدمات تجربى وغيره استنباط شده وعقل نظري بدان حكم كرده است . عقل عملي در اين موارد ، از عقل نظري كمك مىگيرد . سپس با به كارگيرى مقدمات جزئي يا محسوس ، به رأيي جزئي حاصل ، دست يافته وبه حسب آن عمل مىكند . شرح الإشارات ، خواجة طوسي ، 2 / 353 * * * ( 26 ) خواجة طوسي پس از بيان تفسير وتأويل ابن سينا از آيهء نور مىنويسد : به نظر من ، اين تأويل در واقع بيان همان مراتب استكمال قواى نفس نظري است . اين مراتب عبارتند از : الف ، آنچه بالقوة كامل است والبتة به حسب شدت وضعف ، داراى مراتب مختلف خواهد شد : مرتبهء أول آن ، مثل وجود قوهء نويسندگى براي طفل است . غياث الدين منصور از آن به قابليت محض تعبير كرده است ومرتبهء دوّم آن مثل بىسوادى است كه مستعد وآمادهء آموختن وتعلّم است ومرتبهء آخر آن همچون كسى است كه قادر بر نوشتن هست ونمىنويسد . ليكن هروقت بخواهد مىتواند بنويسد . ب ، آنچه بالفعل كامل است .